کد نویسی با اعمال شاقه

به یکی از دوستان برنامه نویس ام گفتم که : شرایط تان چطوره، خوب دارید پیش میرید؟ پیشرفت تیم تون خوبه دیگه؟

شرایطی رو مطرح کرد که من بهش می گم برنامه نویسی با اعمال شاقه

 

شرایط کاری دوست من :

۱- وقتی توی پروژه ، مشتری کلی از درخواست هاشو بعد از پیاده سازی تغییر داده – حتی در آخرین لیستی که باید تحویل بدیم و همین امروز هم ارسال کرده ، فیچر جدید اضافه شده پروژه و مدیریت میگه باید نوشته بشه …

در چنین شرایطی ، اولین جمله امروز صبح آقای مدیر : امروز آخرین روز پروژه است تحویل میدیم دیگه؟!!

 

۲- وقتی کارآموزی می خواد برای کنکور ارشد بخونه و به این دلیل می خواد که چند درصد کمتر، کار بیاموزه

آقای مدیر دستور میده که : کارآموز باید دقیقا دویست و شصت ساعت حضور فیزیکی در شرکت داشته باشه ، به هر قیمی که شده،

تا جایی که کارآموز تو شرکت میزنه زیر گریه و التماس ، و اون روز میشه یکی از تلخ ترین روزهای دوران کاری

 

۳- وقتی چندتا از بچه های تیم فنی یک ساعت مرخصی میگیرن تا برن کلاس زبان

تو توسط آقای مدیر ۲ زیر سوال میری که چرا میزاری بچه های تیم، یک ساعت زودتر از ساعت کاری بروند مرخصی، باید تا کارشون تموم نشده نزاری برن خونه –

معنی اضافه کار در دیدگاه مدیر ۲ یعنی : کار اضافی و اگه بچه ها کارشون تموم بشه ،حقوق پایه می گیرن

 

۴- وقتی پروژه اتوماسیون مهمترین بخش یک اداره را کد نویسی می کنی ، پروژه ای که تحلیل اولیه ندارد و در ادامه هم نخواهد داشت، مشتری هم -مثل همیشه- خودش هم نمی دونه چی می خواد، تازه روزی هم که پروژه رو تحویل میگیری ۶ ماه از موعد تحویلش گذشته و به مشتری اعلام کرده ایم که ۵۰% کار اتوماسیون تمام شده !!!

و تو راهی نداری بحز اینکه ۱۰ درصدی که نوشته شده را هم باید از اول بنویسی

بعد از چندین ماه نقطه نظر آقای مدیر ۲ : الان که پروژه ات!! از موعد تحویلش گذشته و بیشتر طول کشیده، چه حسی نسبت به خودت داری ؟

 

۵- وقتی به عنوان مدرس برنامه نویسی ، در یک شرکتی دیگر یک دوره آموزشی برگزار می کنی

پیشنهاد آقای مدیر ۲ : ما پول اون دوره ای رو که برای رقیب احتمالی ما داری برگزار می کنی رو به تو بدیم ، برو و بزن زیر حرفت و دوره رو کنسل کن!!!

 

۶- وقتی در آموزشگاهی ، برنامه نویسی تدریس می کنی

آقای مدیر ۲ : چرا تدریس می کنی ؟ مگه ما به تو پول نمی دیم!!

 

۷- وقتی بعد از یکماه کار بی وقفه و تمام وقت ، ۲۸ اسفند میری خونه و کارمند اداره یادش میاد که باید برای سال مالی بعد پیش بینی درآمد آماده کنه

دستور نماینده کارفرما : باید برگردی بیایی شرکت این یک دونه کار رو بکنی، چون من باید خروجی آماده کنم

 

۸- وقتی هنوز پروژه رو تحویل ندادی و در حال کد نویسی هستی و شرکتتون روزهای پنچ شنبه تعطیله

نقطه نظر نماینده کارفرما وقتی روز پنج شنبه میگی امروز تعطیلیم : یعنی چی که پنچ شنبه ها شرکت تعطیله ، من پروژه دادم باید پنچ شنبه شب هم خواستمت بیایی جواب بدی

۹- وقتی نسخه تستی دادی و قراره سیستم تست یشه و اول صبح که میری سرکار نماینده کارفرما میفرماید که : ما امروز تیزر تلویزیونی در خندوانه داریم – همینطوری یه هویی – باید این موارد حل بشه – و تو مجبوری بخاطر این برنامه یهویی ۱۸ ساعت بدون حتی نیم ساعت استراحت کد بنویسی

۱۰- وقتی ساعت کاریت تموم شده و برای خداحافظی میری پیش مدیر و تازه یادش می افته هفته های پیش چی بهت سپرده بود و…

آقای مدیر : اون موردی که قرار بود اون روز انجام بدی چی شد ؟

من : تموم نشده

آقای مدیر : برگرد برو انجام بده …

آقای مدیر : راستی صبر کن ، اون موردی که قرار بود پیگیر بشی چی ؟

من :۲ بار زنگ زدم نبودند

آقای مدیر : برگرد برو یکبار دیگه هم الان زنگ بزن …

آقای مدیر : اون یکی کاری که…

من : بی خیال میرم بشینم سرجام ، اصلا خونه نمی رم

۱۱- وقتی تیم جلسه میزاره و اولویت ها را مشخص می کنه

خروجی : همه کارها اولویت A دارند

۱۲- وقتی تیم جلسه میزاره و اعلام میکنند ما نمی توانیم مولتی تسک باشیم

عکس العمل مدبران شرکت : از فردا به کار هر یک از اعضای تیم یک مورد متفاوت و جدید برای اون فرد، به وظابفش اضافه می شود

۱۳- وقتی RAM و CPU کامپیوترت کم میاره

خروجی : شرکت میزتو عوض می کنه

۱۴- وقتی اعلام می کنیم که سرعت اینترنت تیم پائینه

نتیجه یک اینترنت جدا تهیه میشه،

هورا این یکی خوب بود

منتها این اینترنت برای دسترسی آقای مدیر می باشد نه تیم فنی…

۱۵- ….

درباره‌ رضا رحیمی

رضا رحیمی
در زندگی‌ام هیچ‌چیز را هیجان‌انگیزتر از آموختن نمی‌دانم . به برنامه نویسی ، تدریس ، طراحی وب ، امنیت ، تجارت های آنلاین ، SEO و هر آنچه که به اینترنت مربوط می باشد علاقمندم. این سایت محل یادداشت های شخصی بنده می باشد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*